۱۳۹۲ خرداد ۲۴, جمعه

یاد گذشته

امروز با دوست دختر قدیمیم که حالا ازدواج کرده حرف زدم
کلی از اینکه خوشبخت و سرحاله خوشحال شدم
یه روزی به خاطر نداشتن شرایط مالی که هم سطح اون و خونوادش باشه ترکش کردم. اون موقع خیلی از من دلگیر شد ولی امروز با گذشت 4 سال از اون زمان تازه میفهمه چه کار مهم و سختی رو برا خوشبختیش انجام دادم.
اون ازدواج کرد با یه نفر هم قد و قواره خودش و خونوادش الان راضی از زندگیش منم به خوشی اون خوشم.راستش دیگه الان باید اعتراف کنم که چقدر دوستش داشتم و تنها فرشته زندگیم و تنها عشق تمام رویاهام بود، ولی زندگی و روزگار نمیخواست کنارم باشه. منم خودخواهی نکردم تا بدبختش نکنم الانم بعد اینهمه وقت با یاد و خازره هاش زندگیمو میگذرونم،هعی...... چه رسم غریبیست زندگی.و چقدر غیر قابل پیشبینی.
من هنوزم عطر "استیل جنیفر" رو دوست دارم و هر سال برا.مامانم کادو میخرمش تا بوی اون رو برام تداعی کنه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر