۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

حالا باس با اینهمه کر و کور چی کار کرد؟



توی  روزگاری نه چندان دور، من و هم سن و سالای من،وختی سایه جنگ رو سرمملکتمون سنگینی می کرد به این دنیا اومدیم و با تموم آژیر خطر ا و بمبا وبدبختیاش و به لطف و صبوری پدرا و مادرامون بزرگ شدیم و با نون حلال سفره های ساده شون قد کشیدیم وبافکر و عمل صادقانه اونا صاحب نظر شدیم و قدم به قدم اززندگیشون عاشقی و اعتماد واز خودگذشتگی ویاد گرفتیم و  شدیم  اینی که الانه  هستیم.



و الانه باز بوی جنگ میآد. نه بین   ما و کشورهایی دیگ

تاحالا فک کردین بچه های  ما توی این دوران چیزی تخمی تر و کشنده تر از زمان ما تجربه میکنن؟. اونا  به دنیایی میان  که کمک کردن شده یه معامله و دزدی یه هنره. دنیایی که صدای عدالت گستری و انصاف دولتاش  گوش فلک و پر کرده ولی زورگویی و حق کشی تو دل آدماش  خونه کرده بچه های  ما تو دنیایی اومدن که سیاهه از کثافت ولی ادعای سفیدی اش  گوششون و کر میکنه و واقعیتای عینیش چشمشون و کور.......
حالا باس با اینهمه کر و کور چی کار کرد؟

.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر